تبلیغات اینترنتی
روانشناسی،داستان،...
روانشناسی،داستان،...
روانشناسی،داستان،...
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: 14:18 :: نويسنده : rvanshnasi

نمره خوشبختی شما چند است؟ (تست )

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم.

دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟

وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.

اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.

1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
Rدرست    Qغلط


2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
Rدرست    Qغلط


4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود
Rدرست    Qغلط
 

6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
7 ـ آرزوهای زیادی دارم.
Rدرست    Qغلط
 

8 ـ بیش از اندازه چاق هستم.
Rدرست    Qغلط

 
9 ـ از خواندن رمان لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


10 ـ از خوابیدن متنفرم
Rدرست    Qغلط


11 ـ فکر می کنم جذاب هستم.
Rدرست    Qغلط

 
12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
Rدرست    Qغلط

 
محاسبه امتیازات:
با توجه به جوابهای زیر ، در ازای هر جواب مشابه به خود یک امتیاز بدهید.
1.غلط  2.درست  3.درست  4.غلط  5. غلط  6. غلط  7. غلط  8. غلط  9. درست  10. غلط  11. درست  12. درست

امتیاز 12 – 9 : نسبت به دیگران شما انسان خوشبختی هستید. میان انتظاری که از زندگی دارید و آنچه از آن می گیرید تعادلی برقرار کرده اید. اشخاص با امتیاز بالا ، مانند شما ، از تعادل اجتماعی خوبی بهره مندند. شما از آن جهت مورد توجه دیگران قرار دارید که از سیاست "زندگی کن و بگذار زندگی کنند" پیروی می کنید.

امتیاز 8 – 5 : شما فراز و نشیبهای خودتان را دارید. اما در اغلب مواقع به شکل متعادل و متوسطی خوشبخت هستید. اشتیاق سوزانی برای تغییر دادن زندگی تان ندارید. شما اگر با اشخاص خوشبخت تر از خود معاشرت کنید در وضعیت بهتری قرار می گیرید.

امتیاز 4 – 0: می توانید به مراتب خوشبخت تر از این باشید. جوابهای خود را مرور کنید. سعی کنید ببینید چه می توانید بکنید تا از این که هستید بهتر شوید.

توضیحات:
این پرسشنامه براساس اهتمام دکتر تئو لنتز ، مدیر سابق انجمن پژوهشهای شخصیتی در سن لوییز میسوری تهیه شده است. دکتر لنتز بزرگ ترین پژوهش درباره خوشبختی را انجام داده. اشخاصی که مورد بررسی قرار گرفتند زنان و مردانی بودند که طیف سنی 16 تا 50 سال را تشکیل می دادند. حداقل تحصیلات این اشخاص دوازده سال بود. دکتر لنتز براساس ارقام و اطلاعاتی که به دست آورد به "معیار خوشبختی" دست یافت. مباحث دوازده گانه زیر را به دقت بخوانید تا در این مورد اطلاعات بهتری به دست آورید.

1 ـ غلط. انسان خوشبخت حتی اگر چیزی را از دست بدهد ، باز هم خودش را دوست دارد. او می داند که خصوصیات مطلوب و تحسین برانگیز دیگری دارد و با اتکا به آنها برای خود تصویر ذهنی مثبتی درست می کند.

2 ـ درست. اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می توانند به خودشان بخندند ، زیرا از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردارند. آنها خودشان را بیش از اندازه جدی نمی گیرند.

3 ـ درست. انسان شاد و خوشبخت با دیگران برخوردی همدلانه دارد. او به قدر کافی احساس خوب دارد و از این حیث به کسی غبطه نمی خورد.

4 ـ غلط. انسان خوشبخت می تواند تا حدودی رفتارهای ناخوشایند دیگران را تحمل کند.

5 ـ غلط. نسبت به کسی که خشنود و خوشحال نیست ، انسان خوشبخت از انعطاف لازم برخوردار است. او به راحتی مایوس نمی شود. می تواند زمانهای ناراحتی را تحمل کند و به هدفهای خود برسد.

6 ـ غلط. انسان خوشبخت برای جبران ذهنیتی بد در خیال فرو نمی رود.

7 ـ غلط. افراد خوشبخت آرزوهای زیادی ندارند و با آنچه دارند راضی هستند.

8 ـ غلط. اگر خوشبخت باشید ، در چیزی افراط نمی کنید. افراد پرخور اغلب احساس خوشبختی نمی کنند.

9 ـ درست. افراد خوشبخت آن قدر انعطاف پذیر هستند که از واقعیت فاصله بگیرند و از تصورات دیگران لذت ببرند.

10.غلط. دلیلش روشن نیست ، اما اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می خوابند. شاید برای آنان که احساس خوشبختی نمی کنند پایان دادن به روز از آن رو سخت است که لحظات لذت بخش کافی را تجربه نکرده اند. از این رو دیرتر می خوابند تا شاید لحظه خوشایندی را تجربه کنند.

11. درست. افراد خوشبخت پذیرای خود هستند و در مقام لعن و نفرین خود حرف نمی زنند. افراد غیرخوشبخت اغلب تصویر جسمانی بدی دارند و درباره خود اندیشه منفی دارند.

12. درست. افراد خوشخبت وقتی اشکالاتشان برملا می شود چیزی از خود کم نمی کنند. آنها می توانند بدون اینکه حالت تدافعی بگیرند ، انتقادات را قبول کنند.
منبع: سلامت نیوز

یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: 14:17 :: نويسنده : rvanshnasi

چگونه درمقابل دیگران نه بگوییم؟

یکی از مشکلات زندگی بیشتر انسان‌ها، مشغول شدن به تعارفات بی‌حاصل است. متاسفانه گاهی حجم این تعارفات آنقدر زیاد می‌شود که افراد حاضرند تن به دروغ گفتن بدهند اما به دیگران «نه» نگویند! بدتر از این که برخی افراد حاضرند دروغ بشنوند اما «نه» نشنوند. این موضوع تا بدان جا پیش رفته است که برای خیلی از افراد «نه» گفتن تبدیل به کاربسیار سختی شده است و البته بدتر این که برای بیشتر مردم «نه» شنیدن، مبدل به کار سخت‌تری شده است.

بسیاری از افرادی که مدام می‌خواهند تایید دیگران را دریافت کنند از گفتن «نه» پرهیز می‌کنند. آنها می‌خواهند به میل همه رفتار کنند و بدیهی است که به زودی از این کار خسته شده یا دچار اندوه و افسردگی می‌شوند.


راضی و خوشحال کردن دیگران
در واقع خیلی از ما طوری بزرگ شده‌ایم که دایما سعی می‌کنیم دیگران را راضی و خوشحال نگه داریم و با نگفتن این کلمه دو حرفی فداکارانه یا شاید کمی ساده‌ لوحانه با تصور اینکه داریم دیگران را خوشحال می‌کنیم خود را گرفتارِ عواقب و پیامدهای سنگین نگفتن نه یا همان گفتن بله نابجا، می‌کنیم. در حالی که راه‌های دیگری برای راضی نگه داشتن و خوشحال کردن دیگران وجود دارد. محبت کردن، درک کردن، مشورت دادن، راهنمایی کردن، در سختی‌ها همدم و یاور بودن، حتی یک لبخند و بسیاری راه‌های دیگر برای خوشحال کردن افراد وجود دارد و هیچ نیازی نیست با بله گفتن‌های کاذب، علاقه و توجه دیگران را جلب کنیم.

متاسفانه بسیاری از ما می‌خواهیم از «نه» شنیدن فرار کنیم. ما با «نه» گفتن دیگران احساسی برخورد می‌کنیم نه منطقی. وقتی کسی نمی‌تواند یا نمی‌خواهد کاری را برایمان انجام دهد یا برایش سخت است که به آنچه می‌خواهیم تن دهد، از او دلخور می‌شویم و گاهی کینه به دل می‌گیریم. معلوم نیست چرا حاضر نیستیم منطقی‌تر باشیم. چرا می‌خواهیم همه چیز مطابق میل ما باشد و همه کس به دل ما راه بیایند و بدتر این که حاضریم دروغ بشنویم؟


اگر می‌خواهید یاد بگیرید نه بشنوید
اول، نه شنیدن آسان است: نه شنیدن هیچ معنایی غیر از نه شنیدن ندارد! یعنی وقتی کسی به ما نه می‌گوید دشمن ما نیست، قصد بدی ندارد، درحال انتقام گرفتن نیست، ما را تحقیر نکرده و توهین هم نمی‌کند. فقط می‌گوید نه. می‌گوید امکان انجام کاری را ندارد، همین.

دوم، وقتی نه می‌شنوید نه را کاملا قبول کنید: یعنی به اطرافیانتان با گفتار و رفتارتان این پیام را بدهید که از صداقت آنها در نه گفتن سپاسگزارید. نرنجید و ناراحت نشوید. بلکه اجازه دهید در آینده هم بتوانند با شما صادق باشند.

سوم، نه گفتن طرف مقابل تان را تعمیم ندهید: یعنی اگر یک بار کسی به شما گفت «نه»، گمان نکنید در آینده امکان بله شنیدن از او وجود ندارد و نباید هرگز از او درخواستی کنید. بلکه هر انسانی ممکن است گاهی «نه» بگوید و فقط گاهی امکان انجام دادن کاری را نداشته باشد. توانایی «نه» گفتن و «نه» شنیدن، هنرمندی می‌خواهد . این هنر را بیاموزید و به فرزندان واطرافیانتان هم بیاموزید.


اگر می خواهید «نه» بگویید
اگر از بله گفتن‌های نابجا و سطحی، خسته شده و به زبان ساده می‌خواهید نه گفتن را تجربه کنید، جا دارد، قبل از پاسخ دادن به درخواست‌های دیگران این موارد را در گوشه و کنار ذهنتان داشته باشید، در حالیکه واقعا نیازی به این بهانه‌ها نیست.

بعضی از روش‌های نه گفتن خیلی نامناسب هستند. نه گفتن‌هایی از قبیل: دیوانه شده‌ای، چه شوخی بی‌ مزه‌ای، و… یا شکلی از نه گفتن که معمولا با نوعی حمله و تهاجم و گاهی اهانت به فرد درخواست کننده همراه است نظیر تو اصلا نمی‌فهمی، حتی شرایط را هم درک نمی‌کنی، اگه فقط کمی فکر می‌کردی هرگز چنین درخواستی را نمی‌کردی، خوب معلوم است که من هرگز وقتم را برای انجام کار بی اهمیتی مثل این هدر نمی‌دهم. یا باز هم مثل همیشه در خواست‌های نابجا، یک کم فکر کن جانم! و… بنابراین بهتر است از همان نه صادقانه استفاده کنیم، پس برای تمرین و در ابتدا توصیه می‌کنم از نه گفتن به چیزهای کوچک شروع کنید. ضمنا فقط نه بگویید لازم نیست طرف مقابل را زیر سوال ببرید یا تحقیر و تمسخر کنید.

اول: فکر کردن به موضوع
وقتی کسی از شما درخواستی می‌کند، همیشه می‌توانید چند دقیقه برای فکر کردن از او زمان بخواهید، و در این زمان تمام جوانب موضوع را در نظر بگیرید. می‌توانید از روش سوال سازی کوتاه در مورد مساله‌ای که با آن مواجه شده‌اید کمک بگیرید و از خود سوالات روشنی بپرسید و جواب‌ها را هم به همان روش در ذهن خود به تصویر بکشید. این سوال و جواب‌ها شما را به نتایج حاصل از انجام یا عدم انجام درخواست صورت گرفته، نزدیک‌تر می‌کند.

دوم: نه گفتن اشکال ندارد
یعنی اگر در مرحله بعد، به این نتیجه رسیدید که گفتن نه بهترین پاسخ، در شرایط موجود است پس با خیال راحت (البته به روشی درست) نه بگویید و از گفتن آن نگران نباشید.

سوم: در نه گفتن قاطعیت داشته باشید
یعنی در هنگام گفتن کلمه «نه» مستقیم در چشم طرف مقابل نگاه کنید، و با صدایی واضح و بلند نه بگویید، حتی با حرکت سر موضوع را کاملا تاکید کنید. این روش به شما کمک می‌کند که خیال خود و طرف مقابل را با قاطعیت‌تان راحت کنید.

چهارم: با بله الکی خود را ضایع نکنید!
توجه داشته باشید که، اگر بله را در حالی که می‌خواهید نه بگویید به زبان بیاورید، علاوه بر اینکه از موضع راستی خارج شده‌اید، حسی از بی میلی و سنگینی برای انجام آنچه عهده دار انجامش شده اید را نیز خواهید داشت، د رنتیجه فشارهای مضاعفی را هم در طول انجام عمل متحمل می‌شوید. این همان قیمتی است که شما برای نگفتن یک نه ساده مجبورید بپردازید .غیر از این بهای بی صداقتی خود را هم باید بپردازید که البته این یکی سنگین تر هم هست.

پنجم، اگر طرف مقابلتان در فشار است به نرمی «نه» بگویید:
اگر می‌خواهید به کسی که در حال حاضر تحت فشار موارد مختلفی قرار دارد نه بگویید بهتر است این نه گفتن بسیار صمیمانه، نرم و ساده و در عین حال همراه با پاسخی از سر همدلی بوده و به شکلی باشد که حداقل اگر فشار او را کم نمی کند، افزایش هم ندهد. سعی کنید در چنین مواقعی به راه‌حل‌های دیگری هم فکر کنید برای مثال به دوستتان که از شما می‌خواهد کودکش را به پارک ببرید تا به دانشگاه برود می‌توانید بگویید نه! لطفا مرا ببخش. می‌دانم که پیدا کردن فرد دیگری برایت سخت است اما من کار مهمی دارم و به کسی قول داده‌ام، بیا با هم فکر کنیم شاید بتوانیم کس دیگری را پیدا کنیم مثلا همسایه‌ تان چطور است؟! می‌خواهی من با او صحبت کنم؟! با نه شروع کنید! یادتان باشد، که بهتر است اولین کلمه تان « نه» باشد. یعنی جمله خود را با «نه» شروع کنید. این کار موضوع را در طول گفتگو ساده تر می‌کند پس به جای اینکه از ابتدا سعی کنید بهانه بیاورید، خیلی ساده از همان اول نه بگویید. منظور این است که اگر واقعا بهترین پاسخ «نه» است پس همین کلمه را بگویید، متاسفانه گاهی در این حالت که خیلی هم شایع است نه گفتن با معذرت خواهی و توجیهات پیاپی و تعارفات کلامی صورت می‌گیرد، همراه با یک رشته طولانی از من من کردن‌های مکرر و ادای کلماتی مانند: نمی‌دانم چه باید بگویم، عذر تقصیر مرا بپذیرید، واقعا شرمنده‌ام، معذرت می‌خواهم، در فرصتی دیگر جبران می‌کنم و…

یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: 14:15 :: نويسنده : rvanshnasi

کسانی که همیشه مضطرب هستند

این طبیعی است که بعضی مواقع نگران باشید. اما برخی افراد هر روز، حتی زمانی که نگرانی بی مورد می باشد، احساس ناراحتی و دلواپسی دارند. اگر این نگرانی بیشتر از 6 ماه طول بکشد، فرد دچار اختلال اضطراب منتشر Generalized Anxiety Disorder  یا GAD می باشد.

بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، از بیماری خود اطلاعی ندارند، بنابراین درمان هم نمی شوند.

در موارد شدید، GAD می تواند با شغل، روابط و فعالیت های روزانه فرد تداخل داشته باشد.

علائم روحی

مهم ترین علامت این بیماری، احساس اغراق آمیزی از اضطراب می باشد. ممکن است دلیل این احساس را ندانید و یا ممکن است نگرانی بیش از حد در مورد مسائل عادی مانند: صورت حساب ها، روابط و سلامت خود داشته باشید.

تمام این نگرانی ها می تواند بر خواب و فکر شما اثر بگذارد.

همچنین ممکن است در اثر کمبود خواب و یا بیماری ، تحریک پذیر شوید.

علائم جسمی

درد و فشار عضلانی

سردرد

تهوع

اسهال

لرزش بدن

 

افراد در معرض خطر

تمامی افراد در هر سنی (حتی کودکان) ممکن است به این اختلال دچار شوند.

این اختلال به تدریج پیشرفت می کند.

اولین علائم بین دوران کودکی و میانسالی بروز می کند.

GAD بیشتر زنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

زنان دو برابر مردان، به این اختلال مبتلا می شوند.

علت

ژن هایی که از یک نسل به نسل دیگر انتقال می یابند، ممکن است برخی افراد را در معرض خطر ابتلا به اضطراب قرار دهند.

محققان آزمایشاتی را بر روی یک سری مواد شیمیایی موجود در مغز به نام انتقال دهنده های عصبی و نیز یک ساختار درون مغز به نام آمیگدال انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اند که مجموعه ای از DNA، محیط زیست و عوامل روانی در بروز این اختلال موثرند.


تشخیص

هیچ آزمایشی برای تشخیص این اختلال وجود ندارد. بنابراین بر اساس علائم موجود می توان این اختلال را شناسایی کرد.

به پزشک خود بگویید: در مورد چه چیزی نگران و مضطرب هستید؟ چند بار دچار این حالت می شوید؟ آیا این نگرانی با فعالیت های روزانه شما تداخل دارد؟

روان درمانی

نوعی از گفتاردرمانی برای درمان اضطراب موثر است. این نوع به نام درمان شناختی رفتاری خوانده می شود.

مشاور کمک می کند تا شما تفکرات و اعمال منفی را در خود تشخیص دهید و آنها را از خود دور کنید.

این گفتاردرمانی شامل تمرین هایی می باشد، از قبیل نوشتن تفکراتی که باعث نگرانی بیش از حد در شما می شوند.

در این روش، شما روش آرام بودن را یاد می گیرید.

بیماران بعد از 3 تا 4 ماه درمان، احساس بهتری دارند.

اگر درمان شامل مجموعه ای از گفتاردرمانی و دارو باشد، موفق آمیزتر خواهد بود.

دارو درمانی

برخی داروهای ضد افسردگی برای کاهش اضطراب به کار می روند.

با مصرف 4 تا 6 هفته از این داروها، احساس بهتری خواهید داشت.

پزشک ممکن است داروهای بنزودیازپاین را برای مدت کوتاهی برای شما تجویز کند.

نام های تجاری داروهای بنزودیازپاین عبارتند از: آتیوان، کلونوپین، والیوم و زاناکس.

این داروها دارای خطر وابستگی می باشند و در نتیجه فرد با مصرف این داروها، دارای احساس خوب می گردد و با قطع مصرف آنها، این احساس در او نابود می شود.

در مورد جوانب مثبت و منفی داروهای مورد مصرف با پزشک مشورت کنید.

مراقبت از خود

شما با تغییر عادات خود می توانید این بیماری را درمان کنید.

- از مصرف کافئین، داروهای استرس زا و برخی داروهای سرماخوردگی دوری کنید، چراکه این عوامل باعث افزایش اضطراب می گردند.

- به مقدار کافی استراحت کنید و غذاهای سالم مصرف کنید.

- یوگا انجام دهید.

-ورزش کنید، ورزش کردن باعث آرامش جسم و ذهن می گردد.

درمان های مکمل

ماساژ برای اکثر مردم یک نوع آرامش بخش می باشد.

تحقیقات در مورد طب سوزنی و اثر آن بر GAD هنوز مشخص نیست.

برخی از داروهای گیاهی دارای عوارض جانبی هستند و برخی دیگر با داروهای مصرفی تداخل دارند، لذا بهتر است قبل از مصرف هر گونه داروی گیاهی، حتما با پزشک معالج خود مشورت کنید.

اختلالات ناشی از اضطراب دائمی

افراد دچار اختلال اضطراب منتشر ممکن است دچار افسردگی، اعتیاد به الکل و یا اعتیاد به مواد مخدر شوند.

یک سری اختلالات دیگر نیز شایع است از قبیل: اختلال هراس، اختلال استرس پس از واقعه، اختلال وسواس جبری و ترس از اجتماع.

اختلال هراس

علائم این اختلال عبارتند از: تپش قلب، تعریق، سرگیجه، تهوع و یا درد قفسه سینه.

این افراد ممکن است فکر کنند که دچار یک حمله قلبی، احساس مرگ و یا از دست دادن فکر شده اند.

این اختلال یکی از درمان پذیرترین اختلالات اضطرابی می باشد.

 

اختلال استرس پس از واقعه

تجاوز، سوء استفاده کردن، جنگ و یا بلایای طبیعی موجب بروز این اختلال می شود.

علائم این اختلال شامل: یادآوری مجدد صحنه های واقعه و از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت های مورد علاقه می باشد.

این افراد ممکن است در ابراز محبت مشکل داشته باشند.

آنها تحریک پذیرند و ممکن است خشن شوند.

این اختلال، با دارو و مشاوره درمان پذیر است.


اختلال وسواس جبری

این افراد دارای افکار نگران کننده ای هستند که قادر به کنترل آنها نمی باشند.

نمونه هایی از این اختلال مثل شستن بیش از حد دست ها و مرتبا چک کردن قفل درب خانه می باشد.

آنها ممکن است بدون هیچ دلیلی، لباس خوب بپوشند و یا برای هیچ دلیلی، اشیاء را بشمرند.

بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال می دانند که این اعمال بی فایده می باشند، اما نمی توانند از این اعمال دست بردارند.

این اختلال بوسیله دارو و روان درمانی، درمان می شود.

 

ترس از اجتماع

این افراد در شرایط عادی، احساس ترس بیش از حد از اجتماع دارند.

علائم این ترس شامل: احساس مرگ قبل از روبرو شدن با اجتماع، تعریق کردن، سرخ شدن صورت، تهوع و یا اشکال در صحبت کردن می باشد.

در موارد شدید، این افراد از مدرسه رفتن و یا سرکار رفتن هم دوری می کنند.

این ترس با دارو و روان درمانی، درمان می شود.

 

فوبیا

فوبیا نوعی ترس شدید در مقابل چیزی است که صدمه ای به شما نمی رساند.

فوبیاهای شایع عبارتند از: ترس از ارتفاع، فضاهای بسته مثل آسانسور و یا تونل، پرواز با هواپیما، سگ، حشرات و ... .

 

چه کسی می تواند کمک خوبی به شما کند؟

با روانپزشک راجع به نگرانی خود صحبت کنید.

پزشک، بیماری های شبیه GAD را می شناسد، بنابراین به شما کمک خواهد کرد.

این بسیار مهم است پزشکی را انتخاب کنید که با آن راحت هستید تا راهنمایی های او برای شما مفید باشد.

صفحه قبل1...222324صفحه بعد
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران