<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rvanshnasi.loxblog.com</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com</link>
<description>روانشناسی،داستان،...</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>در صف بليط سيرك</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/در-صف-بليط-سيرك</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/در-صف-بليط-سيرك</guid>

<description><![CDATA[

وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید پول زیادی نداشتند. شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودند. بچه ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان درمورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: &laquo;چند عدد بلیط می خواهید؟&raquo;
 پدر جواب داد: &laquo;لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان.&raquo;
 متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی پرسید: &laquo;ببخشید، گفتید چه قدر؟!&raquo;
 متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟ ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: &laquo;ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!&raquo;
 مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: &laquo;متشکرم آقا.&raquo;
 مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد. بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم.
 بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>۱۰ تفکر سمی رایج که زندگی آدم‌ها را ویران می‌کند</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/تفکر-سمی-رایج-که-زندگی-آدمها-را-ویران-میکند-1</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/تفکر-سمی-رایج-که-زندگی-آدمها-را-ویران-میکند-1</guid>

<description><![CDATA[

زندگی یک چالش است. هرطور به آن نگاه کنید، همیشه موانعی وجود خواهدداشت که باعث می&zwnj;شوند فرد قوی&zwnj;تر و بهتری شوید.
 در میان این موانع، خیلی آسان است که قدم در راه خود دلسوزی بگذاریم، یعنی باور کنیم واقعا دنیا علیه ما است. و چون بسیاری از آدم&zwnj;ها در حالت"خود دلسوزی" قرار دارند، شاید به نظر برسد این روش زندگی قابل قبول است.
&nbsp;
متاسفانه، حالت خود دلسوزی زندگی آدم&zwnj;ها را ویران می&zwnj;کند. وقتی چنین حالتی دارید، خود-مخرب می&zwnj;شوید چون ذهن&zwnj;تان همیشه پر از افکار منفی است که فکر می&zwnj;کنید عادی هستند. طبیعتا، چون شما فکر می&zwnj;کنید این عادی است، به ندرت آگاه هستید که دارید زندگی&zwnj;تان را ویران می&zwnj;کنید.

زندگی یک چالش است. هرطور به آن نگاه کنید، همیشه موانعی وجود خواهدداشت که باعث می&zwnj;شوند فرد قوی&zwnj;تر و بهتری شوید.
 در میان این موانع، خیلی آسان است که قدم در راه خود دلسوزی بگذاریم، یعنی باور کنیم واقعا دنیا علیه ما است. و چون بسیاری از آدم&zwnj;ها در حالت"خود دلسوزی" قرار دارند، شاید به نظر برسد این روش زندگی قابل قبول است.
&nbsp;
متاسفانه، حالت خود دلسوزی زندگی آدم&zwnj;ها را ویران می&zwnj;کند. وقتی چنین حالتی دارید، خود-مخرب می&zwnj;شوید چون ذهن&zwnj;تان همیشه پر از افکار منفی است که فکر می&zwnj;کنید عادی هستند. طبیعتا، چون شما فکر می&zwnj;کنید این عادی است، به ندرت آگاه هستید که دارید زندگی&zwnj;تان را ویران می&zwnj;کنید.
&nbsp;
در ۲۰۰۷، وقتی به قدرت افکار-مثبت و منفی- پی&zwnj;بردم، زندگی&zwnj;ام برای همیشه تغییر کرد. در واقع، زندگی&zwnj;ام به حدی تغییر کرد که در ۲۰۰۹ شرکتی را به نام ولثی مایندسِت آغاز کردم. شعار شرکت این بود: "ثروتمندی با ذهنیت&zwnj;تان آغاز می&zwnj;شود."
&nbsp;
من از طریق شرکت ولثی مایندسِت و ران فور ولث با آدم&zwnj;های زیادی کار کردم. ران فور ولث وبلاگی است که در آن محتواهایی درباره&zwnj;ی "اداره&zwnj;ی یک زندگی پرثمر" منتشر می&zwnj;کنم.
&nbsp;
درنتیجه، درباره&zwnj;ی تاثیر افکار مثبت و منفی مطالعه کرده&zwnj;ام و آنها را شخصا تجربه کرده&zwnj;ام و در دیگران دیده&zwnj;ام.
امیدوارم در این مطلب بتوانم افکار منفی رایجی را به اشتراک بگذارم که احتمالا می&zwnj;توانند زندگی&zwnj;تان را ویران کنند. هم&zwnj;چنین می&zwnj;خواهم راه&zwnj;کارهایی را ارائه کنم که کمک خواهدکرد تفکر منفی را عوض کنید تا بتوانید مسیر افکارتان را از نو شکل دهید.
&nbsp;
۱. "زندگی منصفانه نیست" از شما یک قربانی می&zwnj;سازد
هیچ&zwnj;کس به ما قول یک زندگی بی&zwnj;دردسر را نداده&zwnj;است. و با این وجود، &zwnj;هروقت زندگی موقتا به ما روی خوش نشان نمی&zwnj;دهد، به سرعت می&zwnj;گوییم زندگی چه&zwnj;قدر غیرمنصفانه است.
زندگی خیلی هم منصفانه است، اما درصورتی که الگوی باورهای&zwnj;مان را کاملا دگرگون کنیم.
هدف بیش&zwnj;تر ضربه&zwnj;هایی که در زندگی می&zwnj;خورید، &zwnj;این است که به سرنوشت&zwnj;تان دست پیدا کنید. از آنها استفاده کنید تا بهترین فرد ممکن شوید.
فکر و اقدام غیرسمی: زندگی منصفانه است و من باید از موانع استفاده کنم تا یاد بگیرم و رشد کنم.
&nbsp;
&nbsp;
۲. "تقصیر دیگران است" از شما فردی غیر مسئول می&zwnj;سازد
آیا تا به حال با آدم&zwnj;هایی برخورد داشته&zwnj;اید مه هرگز مقصر نیستند؟
تمام احساسات و وقایع منفی زندگی&zwnj;شان به خاطر به دیگران است. برای آنها شانه خالی کردن از مسئولیت آسان&zwnj;ترین گزینه است. اگر تقصیر همسرشان نباشد، تقصیر رییس استو اگر تقصیر رییس نباشد، تقصیر دوستان است. اگر تقصیر دوستان نباشد، تقصیر هم&zwnj;کاران یا همسایه است.
فکر و اقدام غیرسمی: من باید مسئولیت کامل تمام اقدام&zwnj;ها و برآیندهای زندگی&zwnj;ام را بپذیرم.
&nbsp;
۳. "من با محرومیت بزرگ شدم" نمی&zwnj;گذارد یک متفکر آینده&zwnj;گرا باشید
نقطه&zwnj;ی آغاز ما هرگز شبیه دیگری نیست. و معنی&zwnj;اش این نیست که زندگی غیرمنصفانه است.
این&zwnj;که شخصی نقطه&zwnj;ی آغاز بهتری در زندگی داشته&zwnj;است صرفا دلیل نمی&zwnj;شود در پی آن "امتیاز" هیچ مشکل و چالشی نداشته&zwnj;باشد.
واقعیت این است که همه&zwnj;ی ما موانعی داریم که باید از آنها بگذریم- مهم نیست زندگی را از چه نقطه&zwnj;ای آغاز کرده&zwnj;ایم. صراحتا، &zwnj;نقطه&zwnj;ی آغاز بی&zwnj;اهمیت است. سفر زندگی&zwnj;تان و مقصد نهایی&zwnj;تان چیزی است که اهمیت دارد.
فکر و اقدام غیر سمی: زندگی یک موهبت است و من بی&zwnj;توجه به نقطه&zwnj;ی آغازم از موانع عبور می&zwnj;کنم.
&nbsp;
&nbsp;
۴. "شکست برابر است با درماندگی" پیش&zwnj;رفت&zwnj;های غیرمنتظره&zwnj;تان را محدود می&zwnj;کند
شما در زندگی شکست خواهید خورد. چه در مدرسه، چه کار، &zwnj;چه کسب&zwnj;وکار- شما می&zwnj;کوشید بعضی کارها را انجام دهید و این کوشش منجر به شکست می&zwnj;شود.
متاسفانه، ما نمی&zwnj;دانیم سهم&zwnj;مان از شکست چه&zwnj;قدر است. اگر می&zwnj;دانستیم خیلی خوب بود، ولی نمی&zwnj;دانیم، و این حقیقت ماجرا است.
شما باید بدون توجه به شکست، &zwnj;از اشتباهات&zwnj;تان درس بگیرید و به کوشش ادامه دهید. شاید گاهی سخت باشد، یعنی باید یک حرفه، پروژه&zwnj;ی خاص، یا کسب&zwnj;وکار پرریسک را کاملا رها کنید و چیزی جدید را امتحان کنید.
در نهایت، باید به یاد داشته&zwnj;باشید تنها زمانی "درمانده" می&zwnj;شوید که از کوشش دست بکشید. شکست در قلمرو موفقیت قرار دارد.
فکر و اقدام غیرسمی: من از اشتباهات و شکست&zwnj;های&zwnj;ام درس می&zwnj;گیرم ولی هرگز از کوشش دست نمی&zwnj;کشم.
&nbsp;
۵. "طوری زندگی کن انگار فردایی نیست" شما را نابود می&zwnj;کند
شاید این جذاب به&zwnj;نظر برسد، اما بلیتی به مقصد خود-نابودی است. هیچ&zwnj;کس زندگی کسالت&zwnj;آور را دوست ندارد. ولی این&zwnj;که طوری زندگی کنیم انگار فردایی نیست، حماقت محض است.
آن&zwnj;چه ماه&zwnj;ها یا سال&zwnj;ها قبل انجام داده&zwnj;اید تعیین کننده&zwnj;ی امروزتان است. اقدام&zwnj;های امروزتان تعیین کننده&zwnj;ی آینده&zwnj;تان(فردا) است.
فکر و اقدام غیرسمی: من هرروز مسئولانه زندگی می&zwnj;کنم چون سبک زندگی امروزم تعیین کننده&zwnj;ی آینده&zwnj;ام است.
&nbsp;
۶. "من روابط خوبی ندارم" خود-متعهدی را محدود می&zwnj;کند
شناختن آدم&zwnj;های مناسب در موقعیت&zwnj;های مناسب مانند طلا است.
چیزی که اغلب از آن غافل می&zwnj;شویم این است که طلا یک فرآیند تصفیه&zwnj;ی کامل را تحت دما و فشار طی می&zwnj;کند تا به ارزش بهینه&zwnj;ی خود می&zwnj;رسد.
به همین ترتیب، نعمت&zwnj;ها، &zwnj;مهارت&zwnj;ها، استعدادها، درست&zwnj;کاری، و شخصیت&zwnj;تان باید فرآیند سخت آزمون&zwnj;های زندگی را طی کند تا بتوانید به روابط اتکا کنید.
اگر نتوانید در زندگی آدم&zwnj;ها ارزش&zwnj;افزایی کنید، روابط و آدم&zwnj;ها آشنا در موقعیت&zwnj;های مناسب هیچ ارزشی نخواهندداشت. به همان اندازه مهم است بدانید اگر درست&zwnj;کاری یا شخصیت نداشته&zwnj;باشید، روابط هیچ ارزشی نخواهندداشت.
همه&zwnj;ی این&zwnj;ها را تصفیه کنید و روابط شما را به جایی می&zwnj;رسانند که حتی فکرش را نمی&zwnj;کردید.
فکر و اقدام غیرسمی: من اول به خودم متعهد می&zwnj;شوم و مهارت&zwnj;ها، نعمت&zwnj;ها، استعدادها، درست&zwnj;کاری، و شخصیت&zwnj;ام را تصفیه می&zwnj;کنم و بعد روابط کمک&zwnj;ام می&zwnj;کند به جاهای بالاتر برسم.
&nbsp;
۷. "اگر یک روز در بخت&zwnj;آزمایی برنده شوم..." توهم موفقیت یک&zwnj;شبه را به وجود می&zwnj;آورد
می&zwnj;دانم احتمالا دارید می&zwnj;پرسید: "کجای این تفکر منفی است؟"
ایراد قمار، و به&zwnj;ویژه بخت&zwnj;آزمایی، این است که بذر "موفقیت یک&zwnj;شبه" را می&zwnj;کارد. چیزی به مفهوم "موفقیت یک&zwnj;شبه" وجود ندارد. موفق شدن سال&zwnj;ها طول می&zwnj;کشد. زندگی فرآیندی است که از ورودی و خروجی تشکیل شده&zwnj;است.
متاسفانه، پژوهش&zwnj;ها نشان داده&zwnj;اند بیش&zwnj;تر آدم&zwnj;هایی که در بخت&zwnj;آزمایی برنده می&zwnj;شوند، &zwnj;در نهایت در اوضاع بدتری قرار می&zwnj;گیرند. چرا؟ چون برای حفظ آن&zwnj;چه برده&zwnj;اند، مهارت&zwnj;های لازم را ندارند.
فکر و اقدام غیرسمی: من باید هوشمندانه و پرتلاش کار کنم تا زندگی به من پاداش مناسب و فراوان بدهد.
&nbsp;
۸. "آدم&zwnj;ها پشت سر من حرف می&zwnj;زنند" روی تمرکزتان تاثیر منفی دارد
دیدن این همه آدم که از حرف&zwnj;های دیگران درباره&zwnj;شان، دچار پارانویا شده&zwnj;اند خیلی ناراحت&zwnj;کننده است. در نیتجه، اعتماد به&zwnj;نفس&zwnj;شان خیلی پایین است. آنها خودشان نکوهش می&zwnj;کنند و بیش&zwnj;تر انرژی&zwnj;شان صرف این می&zwnj;شود که "مراقب اطراف&zwnj;شان باشند" تا متوجه "دشمنان" یا "خراب&zwnj;کاری&zwnj;های" احتمالی باشند.
نکته&zwnj;ی اصلی این است: چه خوب عمل کنید چه بد، آدم&zwnj;ها همیشه حرف می&zwnj;زنند. فراموش کنید آدم&zwnj;ها پشت سرتان چه می&zwnj;گویند و روی عملکردتان تمرکز کنید.
فکر و اقدام غیرسمی: من باید روی زندگی پرثمر تمرکز کنم، مهم نیست آدم&zwnj;ها پشت سرم چه می&zwnj;گویند.
&nbsp;
۹. "من آن&zwnj;قدرها خوب نیستم" نعمت&zwnj;ها، استعدادها، و مهارت&zwnj;های&zwnj;تان را تباه می&zwnj;کند
همه&zwnj;ی ما نعمت&zwnj;ها، استعدادها، و مهارت&zwnj;هایی داریم. مسئولیت ما این است که آنها را شناسایی کنیم و دائم بهبود ببخشیم تا بتوانیم در زندگی آدم&zwnj;های دیگر ارزش&zwnj;افزایی کنیم.
هر کسی بگوید "من آن&zwnj;قدرها خوب نیستم" مزخرف گفته&zwnj;است. مشکل اصلی این است که بسیاری از آدم&zwnj;ها انرژی زیادی را صرف موفقیت در حوزه&zwnj;هایی می&zwnj;کنند که در آن استعداد یا مهارتی ندارند. ما به حدی رقابت&zwnj;پذیر شده&zwnj;ایم که اغلب یادمان می&zwnj;رود راه خودمان را برویم.
فکر و اقدام غیرسمی: من باید مهارت&zwnj;ها و استعدادهای&zwnj;ام را بشناسم و راه سرنوشت خودم را بروم.
&nbsp;
۱۰. "غیرممکن است"ما را از موفقیت در اهداف خارق&zwnj;العاده بازمی&zwnj;دارد
نلسون ماندلا، یکی از انقلابیان ضد آپارتاید، روزی گفت: "هرچیزی تا زمانی که انجام نشده&zwnj;است غیرممکن به نظر می&zwnj;رسد."
&nbsp;
دست یافتن به موفقیت&zwnj;های بزرگ مثل آب خوردن نیست، مستلزم تعیین هدف، تلاش سازمان&zwnj;یافته و هوشمندانه است و برای این&zwnj;که تلاش&zwnj;های عادی و ورودی&zwnj;های&zwnj;تان تبدیل به موفقیت&zwnj;های خارق&zwnj;العاده شوند، &zwnj;باید خودمان را باور داشته&zwnj;باشیم.
&nbsp;
فکر و اقدام غیرسمی: من اهداف زندگی&zwnj;ام را تعیین می&zwnj;کنم و باور لازم را ایجادمی&zwnj;کنم تا تلاش سخت و هوشمندانه&zwnj;ام به موفقیت&zwnj;های خارق&zwnj;العاده تبدیل شود.
&nbsp;
در پایان، بیش&zwnj;تر آدم&zwnj;های جامعه گرفتار "حالت سمی" هستند. درنتیجه، بیش&zwnj;تر تفکرهای سمی عادی به حساب می&zwnj;آیند.
&nbsp;
من واقعا امیدوارم این مقاله کمک&zwnj;تان کند افکار سمی جزیی را، که می&zwnj;توانند زندگی&zwnj;تان را ویران کنند، شناسایی کنید. از آن مهم&zwnj;تر، امیدوارم افکار غیر سمی پیشنهادی بتوانند کمک&zwnj;تان کنند از آین حالت خلاص شوید تا در زندگی&zwnj;تان به موفقیت و فراوانی دست بیابید.

ترجمه:تحریریه نشریه بازده_مینا بنادکوکی
نویسنده:پتنی کزویو
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قدر همین شاه را باید دانست!</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/قدر-همین-شاه-را-باید-دانست</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/قدر-همین-شاه-را-باید-دانست</guid>

<description><![CDATA[

پادشاهی از وزیر خود خشمگین شد به همین دلیل او را به زندان انداخت. مدتی بعد وضع اقتصاد کشور رو به وخامت گذاشت. بنابراین مردم از پادشاه خود ناراضی شدند و پادشاه هرکاری برای جلب رضایت آنها نمود، موفق نمی شد. لذا دستور داد وزیر را از زندان بیاورند. هنگامی که وزیر در محضر او حاضر شد گفت: مدتی است که مردم از من روی گردان شده اند، اگر توانستی رضایت آنها را جلب کنی من نیز از گناه تو می گذرم.
&nbsp;
وزیر گفت: من دستور شما را اجرا خواهم کرد، فقط از شما می خواهم تعدادی سرباز به من بدهید. شاه گفت: نبینم که از راه اعمال خشونت بر مردم وارد شوی. سرباز برای چه می خواهی؟ وزیر گفت: من هرگز هدف سرکوب کردن ندارم. شاه با شنیدن این حرف تعدادی سرباز به وزیرش داد. شب هنگام وزیر به&nbsp; هر کدام از سربازان لباس مبدل دزدان را پوشاند و به&nbsp; هر کدام دستور داد که به تمام خانه ها بروند&nbsp; و&nbsp; از هر خانه چیزی&nbsp; بدزدند به طوری که آن چیز نه&nbsp; زیاد بی ارزش باشد و نه زیاد با ارزش تا به مردم ضرر چندانی وارد نشود&nbsp; و&nbsp; همچنین کاغذی به آنها داد و گفت در هر&nbsp; مکانی که&nbsp; دزدی می کنید این کاغذ را قرار دهید.
&nbsp;
روی کاغذ چنین نوشته شده بود: هدف&nbsp; ما&nbsp; تصاحب قصر امپراطوری و حکومت بر مردم است. سربازان نیز مطابق دستور&nbsp; وزیر عمل کردند. مردم نیز با خواندن آن کاغذ&nbsp; دور هم جمع شدند.
&nbsp;
نفر اول گفت: درست است که&nbsp; در&nbsp; زمان حکومت پادشاه وقت با وخامت اقتصادی روبه رو شدیم، اما هرگز پادشاه به دزدی اموال ما اقدام نمی کند. این دزدان اکنون که قدرتی ندارند توانسته اند&nbsp; اموال ما را بدزدند، وای به روزی که به حاکمیت دست یابند. نفر دوم نیز گفت: درست است، قدر این شاه را باید دانست و از او حمایت نمود تا از شر&nbsp; این دزدان مصون بمانیم. و همه حرف&nbsp; های یکدیگر را تایید کردند و&nbsp; بنابراین تصمیم گرفتند از شاه حمایت کنند.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>استرس، مهم‌ترین سم برای بدن</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/استرس-مهمترین-سم-برای-بدن-1</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/استرس-مهمترین-سم-برای-بدن-1</guid>

<description><![CDATA[

استرس ژن&zwnj;های بدن انسان را تغییر می&zwnj;دهد و این ژن&zwnj;ها بر نحوه ذخیره&zwnj;سازی چربی در بدن، نحوه عملکرد دستگاه ایمنی بدن، سرعت پیر شدن جسم و احتمال ابتلا به سرطان نظارت داشته و استرس می&zwnj;تواند به شدت آن&zwnj;ها را تحت&zwnj;تأثیر خود قرار دهد.
 استرس، مهم&zwnj;ترین سم برای بدنیک روانشناس گفت: مواد شیمیاییِ تولید شده در بدن در زمان استرس می&zwnj;تواند در الگوهای ژنی بدن تغییر ایجاد کند به همین دلیل استرس مهم&zwnj;ترین سم برای بدن است.
&nbsp;
علی سلیمانی، اظهار کرد: استرس ژن&zwnj;های بدن انسان را تغییر می&zwnj;دهد و این ژن&zwnj;ها بر نحوه ذخیره&zwnj;سازی چربی در بدن، نحوه عملکرد دستگاه ایمنی بدن، سرعت پیر شدن جسم و احتمال ابتلا به سرطان نظارت داشته و استرس می&zwnj;تواند به شدت آن&zwnj;ها را تحت&zwnj;تأثیر خود قرار دهد.
&nbsp;
وی با اشاره به این&zwnj;که اتفاقات دوران کودکی بر میزان استرس تأثیرگذار است، افزود: نتایج پژوهش&zwnj;&lrm;ها نشان می&zwnj;دهد که حتی اتفاقات دوران کودکی می&zwnj;تواند تعیین&zwnj;کننده&zwnj; سطح هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین در مقادیر کم و زیاد باشد.
&nbsp;
این روانشناس تصریح کرد: هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین بر میزان ترشح غدد فوق&zwnj; کلیوی هم&zwnj;چنین استرس تأثیر مستقیم دارد.
&nbsp;
وی با اشاره به این&zwnj;که استرس به مغز انسان آسیب می&zwnj;رساند، تصریح کرد: سطوح زیاد هورمون استرس می&zwnj;تواند به بخش&zwnj;های مهم مغز مانند هیپوکمپوس آسیب جدی وارد کند (هیپوکمپوس قسمتی از دستگاه کناره&zwnj;ای مغز و مسئول حافظه است).
&nbsp;
سلیمانی خاطرنشان کرد: یکی از عللی که افراد پس از دوران طولانی مدت ابتلا به استرس مزمن به &laquo;خستگی غدد فوق کلیوی&raquo; مبتلا می&zwnj;شوند، این است که مغز برای نجات خودش ترشحات غدد فوق کلیوی را کنار می&zwnj;گذارد.
&nbsp;
وی ایمان به موفقیت خود، عدم بزرگنمایی مسائل، مثبت&zwnj;اندیشی، رضایت به مکان و موقعیت کنونی را از راه&zwnj;های درمان استرس برشمرد.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کاش حقیقت داشت</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/کاش-حقیقت-داشت</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/کاش-حقیقت-داشت</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
کاش حقیقت داشت قسمتي از كتاب کاش حقیقت داشت نوشته ی مارك لوي: تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟ او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا .....&laquo;همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان. این حساب با ثانیه ها پر می شه.هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتادوشش هزارو چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو می شه و هشتادوشش هزاروچهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم. " بیا از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم. "]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/post-13</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/post-13</guid>

<description><![CDATA[
پادشاه و نابینا

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!  پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟&raquo;  پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟&zwnj;  سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:&zwnj;&zwnj; احمق،&zwnj;راهی که به پایتخت می رود کدامست؟  هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.  مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:&zwnj;برای چه می خندی؟  نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.  مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.  مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟  نابینا پاسخ داد: &laquo;&zwnj;رفتار آنها &hellip; پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد&hellip; ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات فراوان زندگی کرده باشد.&raquo;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چطور‌ یک‌ نقاش‌ چشم‌ را‌ فریب‌ می‌دهد؟</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/چطور-یک-نقاش-چشم-را-فریب-میدهد-1</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/چطور-یک-نقاش-چشم-را-فریب-میدهد-1</guid>

<description><![CDATA[
چطور&zwnj; یک&zwnj; نقاش&zwnj; چشم&zwnj; را&zwnj; فریب&zwnj; می&zwnj;دهد؟
مجله مهر: الساندرو دیدی، وقتی مداد به دست می&zwnj;گیرد آثاری خلق می&zwnj;کند که مرز بین واقعیت و خیال را از بین می&zwnj;برد. او از تکنیک&zwnj;هایی استفاده می&zwnj;کند که چشم انسان نقاشی&zwnj;هایش را به صورت سه بعدی و اشیای واقعی در زندگی می&zwnj;بیند.  با یک مداد و کاغذ الساندرو دیدی آثاری خلق می&zwnj;کند که چشم انسان را فریب می&zwnj;دهد و باعث می&zwnj;شود همه باور کنند که نقاشی&zwnj;ها او دارای بعد هستند.  این نقاش می&zwnj;گوید: من از خطای چشم انسان با استفاده از سایه&zwnj;ها و تکنیک&zwnj;های دیگر استفاده می&zwnj;کنم تا به نظر برسد که نقاشی&zwnj;هایم سه بعدی هستند. استفاده از برخی وسایل واقعی هم مانند یک حلقه یا حتی مداد نقاشی به این حس سه بعدی بودن کمک می&zwnj;کند.

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
چطور&zwnj; یک&zwnj; نقاش&zwnj; چشم&zwnj; را&zwnj; فریب&zwnj; می&zwnj;دهد؟
مجله مهر: الساندرو دیدی، وقتی مداد به دست می&zwnj;گیرد آثاری خلق می&zwnj;کند که مرز بین واقعیت و خیال را از بین می&zwnj;برد. او از تکنیک&zwnj;هایی استفاده می&zwnj;کند که چشم انسان نقاشی&zwnj;هایش را به صورت سه بعدی و اشیای واقعی در زندگی می&zwnj;بیند.  با یک مداد و کاغذ الساندرو دیدی آثاری خلق می&zwnj;کند که چشم انسان را فریب می&zwnj;دهد و باعث می&zwnj;شود همه باور کنند که نقاشی&zwnj;ها او دارای بعد هستند.  این نقاش می&zwnj;گوید: من از خطای چشم انسان با استفاده از سایه&zwnj;ها و تکنیک&zwnj;های دیگر استفاده می&zwnj;کنم تا به نظر برسد که نقاشی&zwnj;هایم سه بعدی هستند. استفاده از برخی وسایل واقعی هم مانند یک حلقه یا حتی مداد نقاشی به این حس سه بعدی بودن کمک می&zwnj;کند.








]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>این اشتباهات خوشبختی شما را می‌کشند!</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/این-اشتباهات-خوشبختی-شما-را-میکشند</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/این-اشتباهات-خوشبختی-شما-را-میکشند</guid>

<description><![CDATA[
این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند! 
 	

 	اگر به دنبال خوشبختی می&zwnj;گردید، باید بدانید که این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند.
این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند!
 	بزرگ&zwnj;ترین مانع خوشبختی شما چیست؟
شاید خودتان، تعجب کردید؟! در بسیاری از مواقع ما خوشبخت نیستیم زیرا  راه&zwnj;های خوشبختی در دسترس&zwnj;مان را نمی&zwnj;شناسیم و به جای آنکه به استقبال  خوشبختی برویم، راه ورود آن به زندگی&zwnj;مان را سد می&zwnj;کنیم.
 	اگر به دنبال خوشبختی می&zwnj;گردید، باید بدانید که این اشتباهات خوشبختی شما  را می&zwnj;کشند. دکتر فیل مک&zwnj;گرا از مشهورترین روانشناسان جهان است که برنامه  تلویزیونی هفتگی&zwnj;اش صدها میلیون تماشاگر دارد. در آستانه شروع سال 2013 او  در مطلبی در شماره ویژه مجله اپرا وینفری، متذکر شد که خوشبختی چیزی  دست&zwnj;نیافتنی نیست.
 	به نظر دکتر فیل تنها با اجتناب از 10 اشتباه می&zwnj;توان خوشبختی پایدار را در زندگی به دست آورد.
 	1. امروز مهم است یا فردا؟
زندگی کردن در ترس
 	خیلی از انسان&zwnj;ها در هراس از فردا زندگی می&zwnj;کنند. سایه ترس روی زندگی آنها  گسترده شده و مدام از این می&zwnj;ترسند که فردا چه خواهد شد. اما یک لحظه  منطقی فکر کنید، شما که نمی&zwnj;توانید فردا را کنترل کنید، اما چیزی که  می&zwnj;توانید آن را کنترل کنید زندگی خودتان، در همین لحظه است. ترس&zwnj;تان در  مورد آینده را کنار بگذارید و یاد بگیرید همین لحظه را دوست داشته باشید و  از آن لذت ببرید.
آنچه باید بدانید این است: این لحظه&zwnj;ای که در آن هستید دیگر تکرار نمی&zwnj;شود، پس قدر آن را بدانید.
این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند! 
 	

 	اگر به دنبال خوشبختی می&zwnj;گردید، باید بدانید که این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند.
این اشتباهات خوشبختی شما را می&zwnj;کشند!
 	بزرگ&zwnj;ترین مانع خوشبختی شما چیست؟
شاید خودتان، تعجب کردید؟! در بسیاری از مواقع ما خوشبخت نیستیم زیرا  راه&zwnj;های خوشبختی در دسترس&zwnj;مان را نمی&zwnj;شناسیم و به جای آنکه به استقبال  خوشبختی برویم، راه ورود آن به زندگی&zwnj;مان را سد می&zwnj;کنیم.
 	اگر به دنبال خوشبختی می&zwnj;گردید، باید بدانید که این اشتباهات خوشبختی شما  را می&zwnj;کشند. دکتر فیل مک&zwnj;گرا از مشهورترین روانشناسان جهان است که برنامه  تلویزیونی هفتگی&zwnj;اش صدها میلیون تماشاگر دارد. در آستانه شروع سال 2013 او  در مطلبی در شماره ویژه مجله اپرا وینفری، متذکر شد که خوشبختی چیزی  دست&zwnj;نیافتنی نیست.
 	به نظر دکتر فیل تنها با اجتناب از 10 اشتباه می&zwnj;توان خوشبختی پایدار را در زندگی به دست آورد.
 	1. امروز مهم است یا فردا؟
زندگی کردن در ترس
 	خیلی از انسان&zwnj;ها در هراس از فردا زندگی می&zwnj;کنند. سایه ترس روی زندگی آنها  گسترده شده و مدام از این می&zwnj;ترسند که فردا چه خواهد شد. اما یک لحظه  منطقی فکر کنید، شما که نمی&zwnj;توانید فردا را کنترل کنید، اما چیزی که  می&zwnj;توانید آن را کنترل کنید زندگی خودتان، در همین لحظه است. ترس&zwnj;تان در  مورد آینده را کنار بگذارید و یاد بگیرید همین لحظه را دوست داشته باشید و  از آن لذت ببرید.
آنچه باید بدانید این است: این لحظه&zwnj;ای که در آن هستید دیگر تکرار نمی&zwnj;شود، پس قدر آن را بدانید.
 	2. همین حالا شکر کنید
شکر گزار نبودن
 	هرروزی را که می&zwnj;گذرانید باید همراه با شکرگزاری باشد. قطعا اگر فکر  می&zwnj;کنید که دلیلی برای شکرگزاری نیست به این فکر کنید که زنده هستید و  می&zwnj;توانید هرکاری که می&zwnj;خواهید با زندگی&zwnj;تان انجام دهید.
 	به این فکر کنید که حتما در زندگی شما نکات زیادی هستند که باید برای آنها  خوشحال باشید. کافی است کاغذی بردارید و هرچیزی را که فکر می&zwnj;کنید در  زندگی&zwnj;تان ارزش دارد بنویسید، آن وقت می&zwnj;بینید که باید شکرگزار باشید.
 	3. خوشبختی یعنی خوب خوابیدن
دیر خوابیدن
 	کافی است چندروز خوب نخوابید تا فکر کنید کل جهان به هم ریخته است و  هیچ&zwnj;چیز خوب نیست و هیچ امیدی به آینده وجود ندارد. کم&zwnj;خوابی تمرکز شما را  می&zwnj;گیرد و سرعت عمل فکری&zwnj;تان را کاهش می&zwnj;دهد. همه اینها باعث می&zwnj;شود دنیا  پیش چشم&zwnj;تان تیره و تار شود. برای فرار از این حالت چه می&zwnj;کنید؟ به قهوه  پناه می&zwnj;برید؟ کافئین قهوه باعث می&zwnj;شود که احساس اضطراب و ترس سراغ&zwnj;تان  بیاید و اوضاع بدتر از این شود.
 	4. به چه پناه می&zwnj;برید؟
پناه بردن به راه&zwnj;های نامناسب
 	وقتی احساس خوشبختی نمی&zwnj;کنید چه می&zwnj;کنید؟ به سیگار پناه می&zwnj;برید؟ یا ممکن  است سراغ موارد نامناسب دیگر مثل موادمخدر بروید؟ این کارها می&zwnj;تواند وضعیت  را از آنچه هست هم بدتر کند. باید بدانید که آنچه به آن پناه برده&zwnj;اید  درست و سالم است یا نه، مثلا پناه بردن به غذاها هم در زمانی که احساس  خوشبختی نمی&zwnj;کنید، یک اشتباه است.
 	5. شما قاضی هستید یا وکیل مدافع؟
قضاوت کردن در مورد دیگران
 	سعی کنید که اطرافیان&zwnj;تان را درک کنید و بفهمید نه اینکه در مورد آنها  قضاوت کنید. شاید این کار سخت&zwnj;ترین کار باشد اما زندگی شما را ساده می&zwnj;کند.  همدل و دلسوز دیگران باشید و آنها را دوست داشته باشید تا زندگی خوشحالی  داشته باشید. با این شیوه&zwnj; می&zwnj;توانید خوشبختی پایدار را به زندگی&zwnj;تان وارد  کنید.میگناirهمدلی و همراهی کلید ارتباط است و با ارتباط است که شما از  تنهایی خارج می&zwnj;شوید و می&zwnj;توانید همراهی و همدلی دیگران را داشته باشید و  هرگز تنها نمانید.
 	6. کدام نیمه مهم است؟
شکایت کردن
 	فکر می&zwnj;کنید کسی وجود دارد که از یک فرد غرغرو و همیشه شاکی خوشش بیاید؟  اگر خودتان آن آدم همیشه شاکی و بداخلاق و عصبانی باشید چه؟ شاید شما همیشه  این احساس را دارید که آدمی منطقی هستید و همیشه براساس واقعیات قضاوت  می&zwnj;کنید، اما اگر همه به شما می&zwnj;گویند &laquo;بدبین&raquo; بد نیست که در دیدگاه&zwnj;های  خودتان تجدیدنظر کنید و به جای دیدن نیمه خالی لیوان، همیشه نیمه پر لیوان  را ببینید. با خوش&zwnj;بینی زندگی زیباتر می&zwnj;شود و احساس خوشبختی به زندگی شما  وارد می&zwnj;شود.
 	7. از خودتان بدتان می&zwnj;آید؟
اول خودت، بعد دیگران
 	پژوهش&zwnj;ها می&zwnj;گویند که حدود 15درصد از زنان از وضعیت جسمی و شکل ظاهری خود  راضی نیستند. این بسیار ناراحت&zwnj;کننده است. شما باید افکار منفی را از  زندگی&zwnj;تان بیرون کنید و بهتر است این کار را اول از خودتان شروع کنید؛ نه  اینکه خودشیفته و بیش از حد مغرور شوید، اما آنچه را که هستید، بپذیرید.  زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم، نمی&zwnj;توانیم دیگران را دوست بداریم.  از همین حالا شروع کنید، در آینه خودتان را نگاه کرده و حس پذیرش خودتان و  علاقه به خودتان را لمس کنید.
 	8. استثنائا این&zwnj;بار ایده&zwnj;آل نباشید
فکر کردن دائمی به ایده&zwnj;آل&zwnj;ها
 	همیشه می&zwnj;خواهید بهتر و بهترین باشید؟ می&zwnj;خواهید بی&zwnj;عیب و نقص باشید؟ خب  بهترین و کامل&zwnj; بودن تقریبا غیرممکن است باید بدانید که اگر تمام تلاش&zwnj;تان  را می&zwnj;کنید که موفق باشید، همین یعنی اینکه شما &laquo;عالی&raquo; هستید. دراین صورت  باید از آنچه هستید و آنچه انجام داده&zwnj;اید، راضی باشید.
 	زندگی کوتاه است و اگر این موضوع را درنظر نگیرید، همین زمان کوتاه را هم  از دست خواهید داد. بهترین کار این است که از تک&zwnj;تک دقایق عمرتان لذت  ببرید.
 	9. مرده؟ زنده&zwnj;اش کنید
تقصیر ها را به گردن زمان انداختن
 	&laquo;وقت ندارم&raquo;، &laquo;نمی&zwnj;توانم به کارهایم برسم&raquo;، &laquo;به هیچ کاری نمی&zwnj;رسم&raquo; اینها  جملات و شکایات شایعی هستند اما نباید تقصیراتی را که متوجه خودتان است به  گردن نداشتن زمان بیندازید.
 	اگر دوست دارید کاری را انجام دهید یا اگر کار مهمی دارید که حتما باید  انجام شود باید زمانش را پیدا کنید، هرقدر هم که سرتان شلوغ باشد قطعا  زمان&zwnj;هایی وجود دارد که می&zwnj;توانید از آنها استفاده کرده و آنها را از حالت  مرده خارج کنید. قدرت برنامه&zwnj;ریزی و حذف چیزهای غیرضروری شما را موفق خواهد  کرد؛ شک نکنید.
 	10. موج&zwnj;سواری کنید
عدم تمایل به تغییر و عدم پذیرش تغییرات پیرامون
 	زندگی مثل دریایی است که هر موج آن یک تغییر در زندگی شما ایجاد می&zwnj;کند.  بهتر است موج&zwnj;سواری بلد باشید یا اینکه سعی کنید درخلاف جهت موج&zwnj;ها شنا  کنید؟ همه چیزهایی را که دارید دوست داشته باشید اما بدانید تغییرات لزوما  به معنای از دست دادن هرچه دوست دارید نیست.
 	وقتی بپذیرید که تغییر جزئی از زندگی است بیشتر قدر آنچه دارید را خواهید دانست و انسان خوشحال&zwnj;تر و خوشبخت&zwnj;تری خواهید بود.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هشت راهکار برای تمرکز بیش‌تر و یادگیری بهتر</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/هشت-راهکار-برای-تمرکز-بیشتر-و-یادگیری-بهتر-1</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/هشت-راهکار-برای-تمرکز-بیشتر-و-یادگیری-بهتر-1</guid>

<description><![CDATA[
هشت راهکار برای تمرکز بیش&zwnj;تر و یادگیری بهتر
 	

 	چه راه&zwnj;کارهای عملی و قابل دسترس برای افزایش قابلیت مغز برای یادگیری  بیش&zwnj;تر در مدت زمان کم&zwnj;تر و تمرکز بیش&zwnj;تر بر امور وجود دارد. این گزارش هشت  راهکار ساده را توضیح می&zwnj;دهد.
&nbsp;
  	برای مغز انسان قابلیت&zwnj;های گوناگونی در نظر گرفته شده است اما چطور  می&zwnj;توان قابلیت این عضو بدن را برای هر چه بیش&zwnj;تر و سریع&zwnj;تر عمل کردن  افزایش داد؟ به گزارش هافینگتون پست مولف کتاب &quot;ذهن خود را سازماندهی کنید،  زندگی خود را سازماندهی کنید&quot;&nbsp; تلاش می&zwnj;کند به این پرسش که چطور می&zwnj;توان  مغز خود را به بالاترین میزان عملکرد رساند پاسخ دهد.
&nbsp;
&quot;هافینگتون پست&quot; بر اساس محتوای این کتاب سه راهکار ساده را به مخاطبان  خود برای ارتقای عملکرد مغز پیشنهاد داده است که در این&zwnj;جا نقل می&zwnj;شود.
&nbsp;
۱- از بخش منطقی مغزتان بهره ببرید
&nbsp;پاول همرنس، استادیار دانشکده رواپزشکی دانشگاه هاروارد می&zwnj;گوید: &laquo;به&zwnj;هم  ریختگی اغلب ناشی از اضطراب و ترس است.&raquo; با انجام اموری نظیر بررسی  حساب&zwnj;های بانکی یا مرور لیست&zwnj; وظایف روزانه شغلی یا خانگی کارایی بخشی از  مغز که مربوط به انجام امور منطقی&zwnj;ست افزایش و تفکر منطقی به انجام موثرتر  وظایف می&zwnj;انجامد.
&nbsp;
اولین کاری که صبح انجام می&zwnj;دهید این باشد که وظایف آن روز را به نوبت در ذهن خود مرور کنید
هشت راهکار برای تمرکز بیش&zwnj;تر و یادگیری بهتر
 	

 	چه راه&zwnj;کارهای عملی و قابل دسترس برای افزایش قابلیت مغز برای یادگیری  بیش&zwnj;تر در مدت زمان کم&zwnj;تر و تمرکز بیش&zwnj;تر بر امور وجود دارد. این گزارش هشت  راهکار ساده را توضیح می&zwnj;دهد.
&nbsp;
 	برای مغز انسان قابلیت&zwnj;های گوناگونی در نظر گرفته شده است اما چطور  می&zwnj;توان قابلیت این عضو بدن را برای هر چه بیش&zwnj;تر و سریع&zwnj;تر عمل کردن  افزایش داد؟ به گزارش هافینگتون پست مولف کتاب &quot;ذهن خود را سازماندهی کنید،  زندگی خود را سازماندهی کنید&quot;&nbsp; تلاش می&zwnj;کند به این پرسش که چطور می&zwnj;توان  مغز خود را به بالاترین میزان عملکرد رساند پاسخ دهد.
&nbsp;
&quot;هافینگتون پست&quot; بر اساس محتوای این کتاب سه راهکار ساده را به مخاطبان  خود برای ارتقای عملکرد مغز پیشنهاد داده است که در این&zwnj;جا نقل می&zwnj;شود.
&nbsp;
۱- از بخش منطقی مغزتان بهره ببرید
&nbsp;پاول همرنس، استادیار دانشکده رواپزشکی دانشگاه هاروارد می&zwnj;گوید: &laquo;به&zwnj;هم  ریختگی اغلب ناشی از اضطراب و ترس است.&raquo; با انجام اموری نظیر بررسی  حساب&zwnj;های بانکی یا مرور لیست&zwnj; وظایف روزانه شغلی یا خانگی کارایی بخشی از  مغز که مربوط به انجام امور منطقی&zwnj;ست افزایش و تفکر منطقی به انجام موثرتر  وظایف می&zwnj;انجامد.
&nbsp;
اولین کاری که صبح انجام می&zwnj;دهید این باشد که وظایف آن روز را به نوبت در ذهن خود مرور کنید
 	
&nbsp;
۲- لیست کارهای روزانه را در ذهن خود سامان دهید
&nbsp;اولین کاری که صبح انجام می&zwnj;دهید این باشد که وظایف آن روز را به نوبت در  ذهن خود مرور کنید. درست کردن یک لیست انجام وظایف در مغز به فعال شدن آن  بخش از مغز که مربوط به استفاده از اطلاعات پیچیده است یاری می&zwnj;رساند. تلاش  کنید تا وظایف خود را به ترتیب مرور کنید. در این زمان بهتر است از انجام  کارهای جانبی خودداری شود.
&nbsp;
۳- به خودتان زنگ تفریح بدهید
&nbsp;پاول همرنس می&zwnj;گوید که به رغم قدرت چشم&zwnj;گیر مغز، این عضو محدودیتی هم در  رابطه با آن&zwnj;چه انجام می&zwnj;دهد دارد. او می&zwnj;گوید بیش&zwnj;تر افراد بالغ تنها  می&zwnj;توانند حدود ۶۰ دقیقه بر یک موضوع تمرکز کنند. او پیشنهاد می&zwnj;دهد که  برای ارتقای تمرکز خود هر ۶۰ دقیقه کارتان را متوقف و برای مثال چرخی در  اطراف بزنید. هر فعالیت جدیدی در این زمان می&zwnj;تواند به دوباره به کار  انداختن مغز و آماده کردنش برای بازگشت به سوی کار در حال انجام یاری  رساند.
&nbsp;
جدا از پیشنهادهای فوق که بیش&zwnj;تر جنبه ذهنی دارند، چند پیشنهاد نیز وجود  دارد که به راحتی انجام&zwnj;پذیر و عملی هستند. از طریق راه&zwnj;های پیشنهادی زیر  می&zwnj;توان میزان تمرکز و کارایی را افزایش داد.
&nbsp;
۱-بر خلاف انتظار تمرکز در محیط بسیار آرام چندان ممکن نیست. صداهای محلی  اگرچه نباید زیاد بلند باشد اما محیط فعال و دارای انرژی نسبت به محیط  بی&zwnj;حرکت و ساکت به افزایش تمرکز و ارتقای فعالیت بیش&zwnj;تر یاری می&zwnj;رساند.
&nbsp;۲- موقع تمرکز چیزی بجوید. وقتی موقع تمرکز آدامس بجوید نتیجه تمرکز بهتر خواهد بود.
&nbsp;۳-سه بار در هفته و هر بار برای یک ساعت به فعالیت&zwnj;های بدنی&zwnj;ای نظیر  دویدن، پیاده&zwnj;روی سریع یا دوچرخه&zwnj;سواری بپردازید. این کار را برای شش ماه  ادامه دهید. این کار تا ۲۰ درصد سرعت یادگیری شما را افزایش می&zwnj;دهد.
&nbsp;۴-صحبت با خود موقع یادگیری می&zwnj;تواند یادگیری را موثرتر کند. بر اساس یک  تحقیق حتی دونده&zwnj;هایی که هنگام دو با خود حرف می&zwnj;زنند سریع&zwnj;تر می&zwnj;دوند.  منظور از حرف زدن با خود استفاده از کلماتی کلیدی نظیر &quot;اوکی&quot;، &quot;عالی&quot;،  &quot;حالا شد&quot; و &quot;یا همین جوری درسته&quot; و ...&nbsp; است.
&nbsp;۵- اگر زبان دیگری جز زبان مادری خود می&zwnj;دانید در مواقعی که خصوصا  می&zwnj;خواهید منطقی باشید از آن زبان برای فکر کردن استفاده کنید. مثلا هنگامی  که می&zwnj;خواهید تصمیمی مالی بگیرید.
&nbsp; 	]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هنگامی که خدا زن را آفرید</title>
<link>https://rvanshnasi.loxblog.com/هنگامی-که-خدا-زن-را-آفرید-1</link>
<guid>https://rvanshnasi.loxblog.com/هنگامی-که-خدا-زن-را-آفرید-1</guid>

<description><![CDATA[
هنگامی که خدا زن را آفرید


هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی،
مراقب باش که ...
اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت:
...بله  وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن  تا افسون افسانة گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین  میبارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور  شیطان میشوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را  بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند مراقب  باش....
و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: به چشم.

شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هیچ مگو....
هنگامی که خدا زن را آفرید


هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او روبرو شدی،
مراقب باش که ...
اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت:
...بله  وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن  تا افسون افسانة گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین  میبارند. گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور  شیطان میشوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را  بخوری که خدا در آتش قهرت میسوزاند و به چاه ویل سرنگونت میکند مراقب  باش....
و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید، گفتم: به چشم.

شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و این از لطف خداست در حق تو. پس شکر کن و هیچ مگو....
گفتم: به چشم.
در  چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم، به چشمانش  ننگریستم، و آوایش را نشنیدم. چقدر دوست میداشتم بر موجی که مرا به سوی او  میخواند بنشینم، اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز میگریختم.
هزاران  سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که  نمیشناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم . دیگر تحمل نداشتم .  پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم، و گریستم. نمیدانستم چرا؟
قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست...
به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم، میدانست.
با  لبخند گفت: این زن است . وقتی با او روبرو شدی مراقب باش که او داروی درد  توست. بدون او تو غیرکاملی . مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او  بسیار شکننده است . من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم. نمیبینی که  در بطن وجودش موجودی را میپرورد؟ من آیات جمالم را در وجود او به نمایش  درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفیت
دیدار زیبایی مطلق را نداری به  چشمانش نگاه نکن، گیسوانش را نظر میانداز، و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا  خودم تو را مهیای این دیدار کنم...
من اشکریزان و حیران خدا را نگریستم. پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ویل تهدید کردی ؟!
خدا گفت: من؟!!
فریاد زدم: شیخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردی. اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!
خدا بازهم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت: من سکوت نکردم، اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا ...
و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرفهای پیشینش را تکرار میکند ...
*باید گاهی سکوت کنیم ، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد 
منبع : سایت گوناگون]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:11:36 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

